سالانه 15 تا 16 ميليون نفر در نظام آموزشي ايران مشغول تحصيل مي شوند كه بيش از 90درصد آنها در مدرسه و بقيه در نظام آموزشي عالي تحصيل مي كنند اين تعداد دانشجو و دانش آموز سالانه بيش از 10 هزار ميليارد تومان هزينه روي دست مملكت مي گذارند يعني در مدت 10 سال 100هزار ميليارد تومان هزينه مستقيمي است كه اين تعداد براي كشور ايجاد مي كنند اينها بجز هزينه هاي بسيار كلان غير مستقيم از قبيل ساخت و نوسازي مدارس و مراكز آموزش عالي و هزينه هاي تجهيز آزمايشگاه ها و كارگاه ها است. حال بايد دقيقا بررسي شود از اين همه هزينه كلان كه انجام شده چه نتيجه اي حاصل گرديده وضعيت موجود چگونه است؟
- صدها هزار ديپلم و زير ديپلم  در حرفه هايي مشغول به كارشده اند  كه حداكثر نياز به داشتن سواد خواندن و نوشتن دارد
- صدها هزار نفر از آنها بيكارند و بعضا بسيار متاسف كه چرا 10 الي 12 سال از عمر خود را تلف كرده و حرفه اي نياموخته اند
- تعداد قابل توجهي از آنها خانم هستند كه به خانه داري كه البته وظيفه اصلي همه خانمهاست و بسيار مهم و ارزشمند است مي پردازند اين نكته اساسي نبايد فراموش شود كه از دامن زن مرد به معراج مي رسد همه بزرگان ما حاصل انجام وظيفه صحيح مادران در خانه بوده اند. حال سئوال اين است از دامن چند درصد از دختران كنوني مرد به معراج مي رسد؟ خانمهايي كه صبح تا شب در اداره و محل كار مشغولند و يا به دليل داشتن مدرك و بيكار بودن  از اينكه بخش قابل توجهي از عمر خود را صرف گرفتن مدرك  كرده اند ناراحتند(چرا كه تامين شغل مناسب حتي براي آقايان از مشكلات مهم كشور است) ، وبا  وجود مسائل حاشيه اي ديگر آيا  اينها مي توانند فرزنداني چون دكتر چمران، بهشتي، رجايي، مطهري، باكري، خرازي، احمد كاظمي  و ديگران بزرگان را پرورش دهند؟ 
- بيش از نصف دانشجويان دختر هستند كه بخش قابل توجهي از آنها انگيزه هاي غير علمي و حاشيه اي براي رفتن به  دانشگاه دارند. بررسي ها نشان مي دهد بخش قابل توجهي از خانمها بعد از فارغ التحصيلي نمي توانند ازدرس هاي دانشگاهي كه خوانده اند استفاده كنند و در واقع هزينه بسيار كلاني كه براي تحصيل آنها شده تا حد زيادي هدر رفته است.
- يكي از مشكلات اصلي كشور كمبود شغل براي همه بيكاران است حال در چنين شرايطي و در جامعه اي كه مرد وظيفه تامين معاش خانواده را بر عهده دارد، مردها پس از يافتن شغل مناسب به خواستگاري خانمها مي روند در چنين شرايطي پر كردن اداره ها از خانمها تحت عناوين منشي، تايپيست و ... به ناهنجاري هاي  اجتماعي و فرهنگي دامن نمي زند؟
- تعدادي از خانمها سرپرست خانواده اند، تعداي از آنها تخصص هاي ويژه دارند، تعدادي در امور آموزشي و بهداشتي مربوط به خانمها فعاليت دارند اينها لازم است اما بسياري از مشاغل توسط خانمها اشغال شده و در مقابل، آقايان بيكار در خيابانها پرسه مي زنند يا بعضا به انحراف مي افتند آيا اين صحيح است كه هر شخص مسئول يا صاحب كارخانه به واسطه نفوذ و قدرت خود بدون در نظر گرفتن شرايط جامعه خانمهاي اقوام و آشنايان خود را در اداره ها يا كارخانه ها مشغول بكار كند و مردهاي ما بيكار باشند؟ نظام آموزشي بايد با برنامه باشد هدف داشته باشد آيا نظام آموزشي ما چنين است؟
- مدرك گراي به آرمان در جامعه ما تبديل شده و اين مشكل حتي در قوانين ما هم رسوخ نموده اينكه شرط استخدام بجاي علم و دانش،  داشتن مدرك دانشگاهي قرار داده شده يكي از ريشه هاي نابساماني هاي اجتماعي  در جامعه ماست. بسياري هستند كه مدرك دارند ولي به اندازه يك ديپلمه قديم از بعد علمي سواد اجتماعي و امور مختلف ديگر آگاهي ندارند اين نشان دهنده ضعف شديد نظام آموزشي نيست؟
- آيا توجه بيش از حد به ظاهر سازي درست است؟ اينكه با وجود كاهش 20 درصدي تعداد دانش آموزان(به دليل كاهش رشد جمعيت) تاكيد به دريافت بودجه هاي چند هزار ميليارد توماني جهت بازسازي و نوسازي مدارس شود چقدر منطقي است؟ در اين خصوص توضيح و شرح طولاني وجود دارد كه ثابت مي نمايد اين روند صحيح نيست. چند نفر از داش آموزان ما طي چند سال اخير به دليل ويراني مدرسه اي كشته شده اند؟ حتي روستاهاي دور دست نيز مدارس جديد و با ظاهري زيبا و مطابق با طرح هاي ساختمان سازي روز دارند آيا نو سازي و زيبا سازي مدارس و صرف هزينه هاي بسيار كلان براي آن اولويت كشور است؟  با دو هزار ميليارد تومان مي توان 1000كيلومتر شبكه ريلي دو خطه پر سرعت در مناطق پر تردد ايجاد كرد كه با اينكار علاوه بر ايجاد اشتغال گسترده و مواهب ارزشمند ديگر از كشته و زخمي شدن چند هزار نفر در هر سال جلو گيري مي شود حال بايد پرسيد كدام يك اولويت دارد؟ اين درحالي است كه پروژه هاي مهم ريلي به دليل كمبود بودجه با تاخير هاي چند ساله مواجه هستند يا حتي هنوز شروع هم نشده اند چرا تصميمات مسئولين ما بر اساس تقسيم بندي نيازهاي درجه يك و درجه 2 اولويت بندي صحيح و عالمانه انجام نمي پذيرد؟! !
   البته مطالب عنوان شده به معني كمي توجهي به اشتغال و ايجاد زمينه هاي متناسب كاري و تفريحي براي خانمها نيست بلكه مطالب گفته شده وظيفه دولتمردان جهت حل ريشه اي مشكلات را سنگين تر مي نمايد چرا كه جامعه شناسان، روان شناسان و متخصصين علوم مختلف بايد دعوت به همفكري شوند تا مشكلات ريشه يابي و راه كارهاي عالمانه و منطقي براي اين مشكلات تدوين و به طور صحيح اجرا شوند.

منبع: سایت بازنویس